سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

بهانه
قالب وبلاگ

هر چند دکتر روحانی در این انتخابات به پیروزی رسید، و انتخابات تمام شد اما بعضی از که شکست خورده اند تلاش می کنند تا شکست خود را در این انتخابات بر گرده دیگران بار کنند؛ شاید چون زشت است بگویند ما اشتباه کردیم و نفهمیدیم چه کسی رقیب اصلی ماست، شاید نمی شود که انسان خودش مقصر باشد اصلا زشت است که انسان به اشتباه خودش اعتراف کند، پس یا باید مردم را نفهم نامید و یا باید گفت که دیگران مقصر هستند.

شاید روزی که دوستان عزیز ما در رسانه های قالیبافی خود را یکی از دو پای مرحله دوم انتخابات می نامیدند و از اول بودن خودشان با خوشحالی خبر می دادند، حتی فکر نمی کردند که در مرحله اول آنچنان مفتضحانه ترد شوند که حتی 20 درصد آرا را کسب نکنند.

اما اگر از آنها بپرسید چرا شکست خوردیم، می گویند :  اصلا اصولگرایان مقصرند نه اصلا پایداری مقصر است ، چون اگر پایداری می آمد و از ما حمایت می کرد ما رای می آورد و پایداری هم دیگر نماد تحجر و خشک مغزی نبود.

اصلا اگر این خشک مغزها در انتخابات نبودند ما شاید روحانی را هم می دیدیم و کلامی هم درباره او می گفتیم ، اصلا نه اگر پایداری نبود دیگر روحانی ماجرای گاز انبری را به رویمان نمی آورد و ما را آچمز نمی کرد،....

« من برای این ازدواج کردم که مقصر زندگی من مشخص شود»این شوخی یکی از دوستان بود و  می گفت که اصلا زشت است انسان به اشتباهش اعتراف کند. پس من ازدواج کردم تا مقصر زندگی من مشخص شود ...

....

و این شده ماجرای دوستان قالیبافی ما، شاید اگر دوستان ما مانند قالیباف و آقای ولایتی به راهکار اصلی رهبری در روز 14 خرداد یعنی فقط ده روز به انتخابات دقت می کردند امروز یکی از این دوستان در مصدر کار بود، و ترانه ی پیروزی می خواند ، آنجا که رهبری فرمودند که«مردم به کسانی که سیاه نمایی می کنند رای نمی دهند» و مگرگوش اینها به رهبری بدهکار است، که اگر بدهکار بود می شنیدند که حضرتشان امسال در سخنرانی آغاز سال در مشهد مقدس فرمودند دلیل این که مسئله هسته ای حل نمی شود این است که «آمریکا نمی خواهد این مسئله حل شود» و دیگر تمام حرف های انتخاباتی شان در حوزه سیاست به پرونده هسته ای بند نمی شد، و پایه های ساختمان ریاست روحانی را با دستان خودشان جوش نمی دادند ، بله وقتی که شما در خواب رقابت با جلیلی بودید روحانی از شما پیشی گرفت در همان لحظاتی که در مناظره های انتخاباتی تان حتی یک بار به بی لیاقتی تیم های مذاکراتی سابق که حاضر شده بودند تمام عزت ما را بفروشند تا یک وقتی خدایی نکرده آمریکا به ما حمله نکند.  همان آمریکایی که نیشش در عراق و افغانستان کشیده شده بود.

عیبی ندارد بالاخره شما با جمود و تحجر و خشک مغزی و مقدس مآبی مقابله کردید و پیروز شدید، این پیروزی شما امروز نمود پیدا کرد مبارزه تان را با پایداری ادامه بدهید من هم پایداری چی نیستم ولی می خواهم بگویم، ببینید که قالیبافی که در سال 84 ،20 درصد آرای مردم را کسب کرد چه شد که در سال 92  نتوانست 20 درصد آرای مردم را کسب کند؟

چرا هشت سال کار کارشناسی حتی نتوانست شما را به مرحله دوم ببرد؟

....


[ سه شنبه 92/3/28 ] [ 2:59 عصر ] [ سید محمد پورمحمد ] [ نظر ]
دلایل جالب حمید داوودآبادی برای رای دادن به دکتر سعید جلیلی

حمید داوود آبادی با نوشتن یادداشتی در وبلاگ شخصی اش حمایت خود را از سعید جلیل اعلام کرد.

به گزارش رجانیوز، حمید داوودآبادی فعال فرهنگی و نویسنده دفاع مقدس در وبلاگ «خاطرات جبهه» نوشت: «به لطف و عنایت پروردگار، با افتخار تمام در انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری شرکت می کنم و با کمال آگاهی و علاقه، رای خود را به نام برادر عزیز و جانباز و ساده زیست و مومن دکتر "سعید جلیلی" خواهم داد.» 

نویسنده کتاب «از معراج برگشتگان» در ادامه می نویسد: «با وجودی که تا امروز هیچ گونه ملاقات و همکلامی با ایشان نداشته ام، به دلیل اینکه طی هفته های اخیر بسیاری از آنچه در او مشاهده کرده ام در دیگران نیافتم، وی را بهترین فرد برای ریاست جمهوری اسلامی ایران می دانم.
 
حداقل این است که: آقازاده هایش دختر و پسر در لندن ساکن نیستند و نان اجنبی تناول نمی کنند.
 
حداقل این است که: پسرش به غرب پناهنده نشده و علیه جمهوری اسلامی هتاکی نکرده است.
 
حداقل این است که: پسرش از پوچی دست به خودکشی نزده است.
 
حداقل این است که: فرزندانش امپراطوری فرهنگی رسانه ای براه نینداخته و نشریات گل منگلی با پول ناقابل بیت المال (ببخشید، مال البیت) برای ترویج فرهنگی کاملا مغایر با فرهنگ اسلام و انقلاب اسلامی فراهم نیاورده اند.
 
حداقل این است که: به بهانه تعلیم و تربیت، مجتمع های فرهنگی و غیرانتفاعی از بیت المال فراهم نیاورده است.
 
حداقل این است که: غیرت داشت، اهل شرافت بود، شهامت به خرج داد و در شلمچه از جان خویش برای دفاع از دین و میهن مایه گذاشت.
 
حداقل این است که: در صحبت هایش یک بار پز جبهه بودن و سردار و دکتر بودن نداد.
 
حداقل این است که: به نظر شخصی بنده، در روزگاری که همه خود را آن می دانند که گفتن ندارد، او فقط خود را سربازی پای کار و آماده جانبازی برای ولی فقیه خویش حضرت آیت الله العظمی سیدعلی خامنه ای (حفظه الله) می داند.
 
پس روز جمعه 24 خرداد 1392 در حماسه ای دیگر، همه باهم:
 
دکتر سعید جلیلی»

[ سه شنبه 92/3/21 ] [ 4:41 عصر ] [ سید محمد پورمحمد ] [ نظر ]

چه کسانی خواستار ورود ایران به جنگ با آمریکا در حمایت از صدام بودند؟

در مستند تبلیغاتی آقای روحانی از کسانی یاد شد که در زمان جنگ اول خلیج فارس، خواستار ورود ایران به جنگ علیه آمریکا در حمایت از صدام شدند. این افراد و جریان سیاسی آنها اکنون از کدام کاندیدا حمایت می‌کنند؟

خبرگزاری فارس: چه کسانی خواستار ورود ایران به جنگ با آمریکا در حمایت از صدام بودند؟

-------------------------------

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری فارس، دومین مستند انتخاباتی حسن روحانی شب گذشته از صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران در حالی پخش شد که در این مستند آقای ترکان بر مطالبی تاکید کردند مبنی بر اینکه وقتی آقای روحانی دبیر شورای عالی امنیت ملی بود و آمریکا به عراق حمله کرد (اواخر 69 و اوایل 70)، عده‌ای در داخل به دنبال این بودند که ایران در کنار صدام قرار گرفته و با آمریکایی‌‌ها وارد جنگ شود که این موضوع ایران را وارد یک ماجراجویی جدید می‌کرد، به گونه‌ای که بحران سراسر کشور را فرا می‌گرفت و بنا بر ادعای آقای ترکان، آقای روحانی با تدابیر خود توانست جلوی این امر را بگیرد.

البته در مستند اول این کاندیدا و در برخی اظهارنظرهای خود آقای روحانی نیز به این موضوع اشاره شده است.

حال این سوال برای مخاطب پیش می‌آید که «چه کسانی چنین تفکری داشتند و به دنبال این نوع ماجراجویی‌ها بودند؟»

ماجرا از این قرار بود که پس از حمله صدام حسین به کویت، آمریکایی‌ها فرصت یافتند تا برای رسیدن به اهداف خود دست به یک لشکر کشی گسترده به منطقه زده و جنگ اول خلیج فارس را در زمستان 1369 به راه بیاندازد؛ جنگی که تا اواخر بهار سال آینده نیز طول کشید.

پس از شروع این جنگ، جمهوری اسلامی اعلام کرد که از آنجا که این جنگ، جنگ حق و باطل نیست، در عین محکوم کردن حمله عراق به کویت و همین طور محکوم کردن تجاوز آمریکا و ناتو به منطقه، ایران بی طرفی خود را حفظ نموده و به نفع هیچ کدام از طرفین در گیری وارد نبرد نخواهد شد.

این واقعه که به قول برخی کارشناسان، «جنگ تجاوزها» بود و مصداقی بود بر استجابت دعای «اللهم اشغل الظالمین بالظالمین»، موجب اتفاقات و موضع گیری های جالب و عبرت انگیزی هم شد.برای مثال مجمع روحانیون مبارز در همان زمان طی بیانیه ای خواستار ضربه زدن به منافع آمریکا در همه جای جهان گردید و تلویحاً از شورای عالی امنیت ملی خواست ایران را به نفع عراق وارد جنگ کند:

«از مسلمانان و از هسته‌های انقلابی جهان اسلام و خصوصاً منطقه خلیج فارس می‌خواهیم که صفوف خود را هرچه فشرده تر سازند و خود را برای ضربه زدن به منافع آمریکا در منطقه و سراسر جهان آماده کنند.

... در این لحظات حساس از شورای عالی امنیت ملی درخواست می کنیم که با الهام از تعالیم و سیره مبارک امام راحلمان در مقابله با آمریکا با تدبیری همه جانبه و با استظهار به نیروی انقلابی ملت بزرگوار ایران و اعتماد به خواست و اراده ملت های مسلمان برای مقابله با خطرات و نقشه شوم آمریکا و تأمین منافع و مصالح جمهوری اسلامی ایران با قاطعیت به بهره گیری از فرصت ها و اتخاذ تصمیم های مناسب بپردازد.» (کیهان، 9/12/69)

بهزاد نبوی نیز در دیداری با دانشجویان دانشگاه تهران خواستار بهره گیری از این فرصت برای حمله به اسرائیل و جنگ با آن شد:

«این جنگ فرصتی تاریخی برای حمله به اسرائیل به وجود آورده بود که از دست رفت... وظیفه ما این بود که به هر طریق ممکن است سمت و سوی جنگ را عوض می کردیم. ما می بایست در سیاست خارجی و مواضعمان در قبال عراق، این نکته محوری را نصب العین قرار می دادیم.» (سلام، 9/12/69، به نقل از تکثر گرایی در جریان اسلامی، صفحه 239)

اما جالب تر از همه این ها موضعی بود که علی‌اکبر محتشمی‌پور (عضو شاخص مجمع روحانیون و نماینده وقت تهران در مجلس شورای اسلامی) اتخاذ کرد.

محتشمی پور، در نطق پیش از دستور خود در جلسه 30 دی 1369، با استناد به فتاوای حضرت امام(ره) در تحریر الوسیله و با فراموش کردن نقش صدام در جنایت های بی شمار علیه ایران و نقش او در آتش افروزی در منطقه، به تطهیر صدام پرداخت و ورود به جنگ به نفع وی را واجب شمرد و او را خالد بن ولید خواند:

«... امروز بحث بر سر گذشته عراق و ایران نیست...امروز کفر جهانی به سرکردگی آمریکا در یک صف برای نابود کردن منابع مسلمین قرار گرفته است. اینکه برخی از افراد ساده لوح و یا مرعوب فکر کنند این جنگ برای ما جای نگرانی نیست و مردم نگران نباشند، جای بسی تأسف است.

...امروز ملت های مسلمان منطقه به خصوص ملت ایران وظیفه شرعی دارند تا در جهادی مقدس به مقابله با نیروهای کفر آمریکا و ناتو و صهیونیسم برخیزند. انقلاب و نظام جمهوری اسلامی نمی تواند در این جنگ خانمانسوز و سرنوشت مسلمانان بی تفاوت بماند. ...ملت ایران هم اکنون مقلد امام سلام الله علیه است. برادران عزیز، علماء، مراجع، مجتهدین مراجعه کنند به فتاوای امام در ارتباط با فصل دفاع در تحریرالوسیله شرایطی را که امام عنوان فرموده اند دقیقاً منطبق با زمان حاضر است.

... چرا نباید این جنایت مرگبار آمریکا محکوم شود؟ چرا ما باید بی تفاوت از کنار این همه جنایت بگذریم؟ جمهوری اسلامی و ملت مسلمان و انقلابی ایران با توجه به اصول و آرمان‌هایش از هر کشور دیگر اولی و احق است که در جهاد مقدس بر علیه آمریکا شرکت کند و به آرزوهای مقدس و الهی امام که خلیج فارس باید گورستان آمریکائی های متجاوز شود جامه عمل بپوشاند.

...حوادث و بحران اخیر یادآور رویارویی و صف آرایی خالد بن ولید در برابر ابر قدرت های صدر اسلام است. او که عمری در صف کفر شمشیر به روی پیامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان کشید ولی در نهایت فاتح بزرگی برای مسلمانان گشت....»

گفتنی است اکنون در آستانه انتخابات یازدهم ریاست جمهوری که روز 24 خرداد ماه برگزاری می شود، مجمع روحانیون مبارز و جبهه اصلاحات از کاندیداتوری حسن روحانی حمایت می‌کنند.


[ سه شنبه 92/3/21 ] [ 4:9 عصر ] [ سید محمد پورمحمد ] [ نظر ]
سایت الف نوشت:

حسن روحانی شب گذشته در فیلم تبلیغاتی خود به وضعیت اقتصادی مردم اشاره کرد و گفت که هر روز در مسیر خانه تا محل کار خود به چهره مردم نگاه می کند. وی با اشاره به شرایط اقتصادی کشور این طور تحلیل می کرد که چهره مردم اغلب عبوس و اندوهناک و غمگین است.

گفتنی است خانه حسن روحانی و محل کار وی در جماران است. مسیر خانه تا محل کار حسن روحانی را شاید کمتر از 5 دقیقه بتوان طی کرد. جماران از مناطق خوش نشین پایتخت است. مردم این منطقه از قشر مرفه تهران هستند. مردم این منطقه در صف نان و شیر کمتر هستند و بعید است اهل خیابان باهنر و جماران وقتی دور هم جمع می شوند از گرانی ها بنالند و از اینکه حقوقشان کفاف روزهای آخر ماه را نمی دهد گلایه کنند.

[ سه شنبه 92/3/21 ] [ 2:22 عصر ] [ سید محمد پورمحمد ] [ نظر ]


نخستین اتهام غرب به ایران، عدم شفافیت در برنامه‎‎های هسته‎ای بود. خاتمی تصمیم گرفت برای پاسخ به این ادعا سیاست آشکار‎سازی را دنبال کند. این سیاست در شرایطی اتخاذ شد که آمریکا پس از جریان 11 سپتامبر، ماشین جنگی خود را به‎سمت خاورمیانه می‎راند. لحن تهدیدآمیز آمریکا علیه ایران، دولت وقت ایران را به وحشت انداخته بود. 

پس از آن «محمد البرادعی» مدیر کل آژانس برای بازدید از تأسیسات هسته‎ای ایران وارد تهران شد و از ایران خواست تا پروتکل اختیاری 2+93 را امضا کند. دولت خاتمی بر مبنای استراتژی اعتمادسازی، طی نامه‎ای رسمی برای مذاکره با آژانس پیرامون پروتکل الحاقی اعلام آمادگی کرد. به‎رغم اعلام آمادگی ایران برای همکاری، کشور‎های اروپایی اواخر شهریور 82 پیش‎نویس نخستین قطعنامه علیه ایران را در اختیار 35 عضو شورای حکام قرار دادند که درنهایت به تصویب رسید.
 
توافق‎نامه سعدآباد

توافق‎نامه سعدآباد در سال 1382 به امضا رسید و به موجب آن از تأسیسات اتمی ایران بازرسی‎‎های گسترده‎ای به عمل آمد و فعالیت‎‎های مرتبط با غنی‎سازی اورانیوم نیز متوقف شد. 

دومینیک دو ویلپن، جک استراو و یوشکا فیشر، وزرای خارجه سه کشور اروپایی فرانسه،

ما بدون معطلی خواهان رفتن به فرودگاه و بازگشت به کشور‎های خود هستیم. این گفته‎‎های ما منجر به قطع جلسه شد. ایرانی‎ها با دست‎پاچگی شروع به تلفن زدن کردند و بالاخره در این مورد هم به توافق رسیدیم

انگلیس و آلمان، به‎همراه خاویر سولانا، دبیر سیاست خارجی اتحادیه اروپا، برای انجام مذاکرات هسته‎ای با «حسن روحانی» و دیدار با «سید محمد خاتمی»، وارد کاخ سعدآباد شدند. گروهی از دانشجویان بسیجی دانشگاه‎های تهران در اطراف کاخ جمع شده بودند و با محاصره آن، علیه «زورگویی» غربی‎‎ها در قبال حق به‎رسمیت‎شناخته‎شده کشورمان شعار می‎دادند. در حین مذاکرات یوشکا فیشر، وزیر خارجه وقت آلمان، روی میز زد و گفت: «ما به توافقی نمی‎رسیم!» رفتار بی‎ادبانه غربی‎ها، ترس بیشتری را در تیم مذاکره‎کننده خاتمی به‎وجودآورد. 


یوشکا فیشر درباره مذاکرات، خود و دو وزیر اروپایی دیگر با مقامات وقت ایرانی می‎نویسد: «در گفت‎وگو‎های اولیه و مقدماتی ما سه وزیر خارجه کشور‎های اروپایی و نماینده ایران، همواره تأکید می‎کردیم که بدون توقف فعالیت‎‎های اتمی ایران توافقی بین ما حاصل نخواهد شد. ایرانی‎ها حاضر به تعلیق فعالیت نبودند. گفت‎وگو‎های ما به نقطه‎ای رسید که ما به ایرانی‎ها گفتیم بدون قبول توقف فعالیت‎‎های اتمی راه‎حل مناسبی حاصل نخواهد شد و ما بدون معطلی خواهان رفتن به فرودگاه و بازگشت به کشور‎های خود هستیم. این گفته‎‎های ما منجر به قطع جلسه شد. ایرانی‎ها با دست‎پاچگی شروع به تلفن زدن کردند و بالاخره در این مورد هم به توافق رسیدیم». 

آنچه از مذاکرات انفعالی سعدآباد به‎دست آمد صدور موافقت‎نامه مشترک میان سه کشور اروپایی و ایران با محتوای کم‎سابقه‎ای بود. در این میان شاید مهم‎ترین بخش موافقت‎نامه مربوط به امضای پروتکل الحاقی با هدف اعتماد‎سازی بود: «به منظور اعتماد بیشتر، ایران به‎طور داوطلبانه تصمیم گرفته است که برنامه تعلیق خود را ادامه و توسعه داده تا شامل تمام فعالیت‎های مربوط به غنی‎سازی و بازفرآوری و کلیه آزمایش‎ها یا تولید در هر تأسیسات تبدیل اورانیوم شود. آژانس از این تعلیق مطلع خواهد شد و از آن دعوت خواهد شد که بر آن نظارت و آن را تأیید کند.» در شرایطی که طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی، امضای اسنادی چون پروتکل الحاقی از سوی دولت باید با موافقت مجلس صورت بگیرد، دولت خاتمی بدون تصویب مجلس شورای اسلامی پای پروتکل الحاقی را امضا کرد و فعالیت‎‎های هسته‎ای کشور را نیز به حال تعلیق در آورد.
 
حسین موسویان، مسئول پرونده هسته‎ای در زمان خاتمی، از کلاهی که بر سر دولت رفت می‎گوید: «البرادعی ابتدا گفت منظور از تعلیق این است که فقط مواد به سانتریفیوژ‎ها وارد نشود و بعد از امضای توافق‎نامه از آژانس درخواست کردیم که این تعریف از تعلیق را به‎صورت کتبی اعلام کنید. اینجا بود که البرادعی تعریف فوق‎العاده گسترده‎ای از تعلیق را بیان کرد. جالب اینجاست که خاتمی این اشتباه را امری خلاف اخلاق از البرادعی یاد می‎کند. 

تونی بلر نخست‎وزیر وقت انگلستان پس از تعلیق فعالیت‎‎های غنی‎سازی اورانیوم در ایران و در سال 2004 در یک جلسه خصوصی و در یک مهمانی که به افتخار او برگزار شده بود اعلام کرد «میوه عراق را از دستان "حسن روحانی" -دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی ایران به‎دست آورده است».

 تونی بلر در جلسه خصوصی اعلام کرده بود که دست ایرانی‎ها همواره در مذاکرات هسته‎ای خود از پیش باز است و عملا مذاکره‎کنندگان اروپایی هیچ‎گونه نگرانی و دغدغه‎ای از روند مذاکرات هسته‎ای با طرف ایرانی ندارند و متونی که   قبل از جلساتشان در مورد موارد مطرح‎شده در مذاکرات تهیه می‎گردد، بدون کم و کاست به تأیید و تصویب طرف‎‎های ایرانی می‎رسد!

در بهمن‎ماه سال1382 مردم ایران به پای صندوق‎‎های رأی رفتند و نمایندگان انقلابی را به مجلس هفتم فرستادند. نمایندگان مردم پایداری در مقابل زیاده‎خواهی غرب را خواستار شدند. در این شرایط تیم مذاکره‎کننده خاتمی که هنوز مرعوب تهدیدات غرب بود به بروکسل رفت.

 


توافق‎نامه پاریس

به‎رغم توافق سعدآباد، و توافقات تکمیلی ایران و اروپا در اسفند 82 در بروکسل، پرونده هسته‎ای ایران در آژانس بسته نشد. ازاین‎رو ایران در چهارم تیرماه 83 به مدیر کل آژانس و اروپا اعلام کرد که دامنه تعلیق غنی‎سازی اورانیوم را کاهش داد. شورای حکام آژانس نیز در 28 شهریور 1383 به نوعی به جمهوری اسلامی مهلت داد تا مسائل باقی‎مانده هسته‎ای خود را تا آذرماه همان سال حل و فصل کند. سرانجام در سومین دور مذاکرات، ایران و اروپا در 15 آبان 1383 در پاریس به توافق جدیدی دست یافتند که به توافق نامه پاریس معروف شد. بلافاصله پس از امضاء «توافقنامه پاریس» حسن روحانی در جمع خبرنگاران حضور یافت و چنین اعلام کرد: «ایران تعلیق کامل غنی‎سازی اورانیوم را پذیرفت». نقطه قابل‎تأمل این است که موافقت‎نامه پاریس در شرایطی شکل گرفت که طرف اروپایی به تعهد خود مبنی بر عادی‎کردن موضوع هسته‎ای ایران عمل نکرده بود.

در این موافقت‎نامه چون دو توافقنامه پیشین، سه کشور اروپایی به‎دنبال گسترش تعلیق برنامه هسته‎ای ایران تا حد اعلای آن بودند. ازاین‎رو در موافقت‎نامه پاریس، ایران علاوه‎بر پذیرش ادامه تعلیق داوطلبانه، متعهد به گسترش آن تا تعلیق همه فعالیت‎‎های مرتبط با غنی‎سازی و بازفرآوری نظیر ساخت و واردات سانتریفیوژ‎های گازی و قطعات آن‎ها، مونتاژ و نصب، آزمایش یا اداره سانتریفیوژ‎های گازی شد. در این بند همچنین عنوان شده بود که تعلیق مادامی که مذاکرات درباره یک موافقت‎نامه درازمدت که مورد قبول طرفین باشد پیگیری ‎می‎شود، حفظ خواهد شد و برای ادامه کل فرآیند ضروری خواهد بود. 

حتی بعد از امضای این توافق‎نامه، زمانی که تیم مذاکره‎کننده خاتمی از جک استراو، وزیر خارجه وقت انگلیس، درخواست می‎کند که اجازه دهند بیست سانتیریفیوژ برای فعالیت‎‎های آزمایشگاهی، به راه بیندازند، با مخالفت طرف غربی مواجه می‎شود. این یکی دیگر از تجربه‎‎های تلخ ملت ایران بود که به‎خاطر رفتار منفعلانه رئیس دولت اصلاحات در تاریخ ایران به یادگار ماند.

 از دیگر دستاوردها، در بحث هسته‎ای می‎توان به نصب دستگاه‎‎های لرزه‎نگار مورد نظر معاهده (CTBT) اشاره کرد که اطلاعات هسته‎ای کشورمان را بدون وقفه در اختیار کشور‎های غربی قرار می‎داد و این در حالی بود که دولت اصلاحات بدون اینکه معاهده را در مجلس شورای اسلامی به تصویب برساند، آن را به اجرا در آورده بود.
 

دولت اصلاحات یک سند 1033 صفحه‎ای که در آن تمام جزئیات مربوط به فعالیت‎‎های هسته‎ای ایران از پیش از انقلاب تا روز تسلیم اظهارنامه آمده بود، تقدیم آژانس کرد؛ اقدامی که در طول تاریخ رابطه کشور‎های متعهد با آژانس سابقه نداشت!

و اولین قدمش هم باید در همان دولتی انجام بگیرد که این عقب‎نشینی در آن دولت انجام گرفته بود و همین کار هم شد»

به هر صورت جمهوری اسلامی ایران در دهم مردادماه 1384 یعنی دو روز قبل از اتمام دوران ریاست‎جمهوری خاتمی، طی نامه‎ای به آژانس، فک پلمپ‎ها و آغاز فعالیت‎‎های UCF اصفهان را اعلام کرد. 

درباره نقد اتخاذ استراتژی تنش‎زدایی باید گفت، طبق نظر خاتمی، تنش‎زدایی شامل تمام کشور‎ها می‎شد؛ درحالی‎که این راهبرد در جایی مطرح می‎شود که بین دو کشور نقاط مشترکی وجود داشته باشد. بنابراین اتخاذ این راهبرد برای رفع خصومت، بین دو کشوری که کاملا رودرروی یکدیگر قرارگرفته‎اند، تصمیم آگاهانه‎ای نیست. به بیان مقام معظم رهبری «مسأله رابطه با آمریکا مسأله اعتماد و عدم اعتماد نیست»، بلکه تفاوت بنیادین در نگرش ایدئولوژیک وجود دارد. همچنین در برابر کشوری که تمام تلاش خود را برای براندازی نظام جمهوری اسلامی متمرکز کرده است، اتخاذ راهبرد تنش‎زدایی معنایی ندارد. 

از سوی دیگر همان‎گونه که مشاهده شد، به‎کارگیری این استراتژی نه‎تنها پیشرفتی برای اهداف جمهوری اسلامی نداشت، بلکه در بیشتر موارد کشور‎های طرف را به پیشروی بیشتر ترغیب نمود. برای نمونه پس از سخنرانی خاتمی در کنفرانس سران اسلامی و مواضع وی، در نشست‎‎های بعدی کشور‎های حوزه خلیج‎فارس همانند گذشته برحق امارات نسبت به جزایر سه‎گانه تأکید شد. در موارد دیگر نیز شاهد آن بودیم که بلافاصله پس از همکاری بی‎سابقه در جنگ افغانستان با آمریکایی‎ها، ایران در لیست کشور‎های حامی تروریسم قرار گرفت. هنگامی که سیاست اعتماد‎سازی و آشکار‎سازی در پرونده هسته‎ای اتخاذ شد، شورای حکام در اجلاس خردادماه 1383 و همچنین در اجلاس‎‎های بعدی، قطعنامه‎‎هایی علیه ایران صادر کرد. 



منبع: شماره 172 هفته‌نامه پنجره


[ دوشنبه 92/3/20 ] [ 3:52 عصر ] [ سید محمد پورمحمد ] [ نظر ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

*
امکانات وب


بازدید امروز: 2
بازدید دیروز: 5
کل بازدیدها: 37442
*
*



*